قطعا براي همه ما گاهي اين اتفاق افتاده است. هرچند مغز ما قويترين رايانه در سياره زمين محسوب ميشود اما اين رايانه قدرتمند نيز گاهي به خطا ميرود.
ما انسانها بيشتر وقت خود را صرف انباشتن چيزهاي مختلف و بيفايده به داخل مغزمان مي كنيم.
مهم نيست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهميت دارد اين است كه بدانيم اين عضو نياز به جبران و احياي خود دارد تا بتواند قالب و توانايي خود را حفظ كند.

- بادام بخوريد .
بادام حافظه را تقويت ميكند و اگر در تركيب با شير قبل از رفتن به رختخواب و يا پس از برخاستن از خواب بههنگام صبح مصرف شود تاثير بهتري دارد.
-آب سيب بنوشيد.
پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان دادهاند؛ آب سيب توليد نوعي انتقال دهنده عصبي حياتي موسوم به استيلكولين را در مغز افزايش داده و از اين طريق قدرت حافظه را نيز تشديد ميكند.
- خوب بخوابيد.
تحقيقات نشان ميدهد كه حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاوير تجربه شده در روز تقويت ميشود.
- از تفريحات ساده لذت ببريد.
استرس قدرت مغزي ما را تحليل مي برد. ذهني كه در استرس گرفتار شده بيشتر منابع حافظه ما را مصرف مي كند و به اين ترتيب ذهني ضعيف و كودن براي ما باقي مي گذارد. سعي كنيد براي خود عادتهاي ساده تفريحي در طول روز تعيين كنيد تا بتوانيد به كمك آنها استرس را از ذهن خود پاك نماييد.
برخي از اين تفريحات ساده و مفيد براي ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسيقي مورد علاقه، بازي با كودكان، قدرداني از ديگران، پياده روي، دوچرخه سواري و يا شنا به طور روزانه، كار كردن با يك وبلاگ و بالاخره شركت در كلاسهاي يوگا و سلامت به طور روزانه.
- ذهن خود را ورزش دهيد.
همانطور كه ورزش جسمي براي بهرهمندي از يك بدن قوي و سالم ضروري است ورزش ذهني نيز به همين اندازه حائز اهميت است تا بتوانيد ذهني تيز و فعال داشته باشد.
آيا تا به حال توجه كردهايد كه چرا كودكان قدرت مغزي قويتري نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون كودكان ذهني بازيگوش دارند و يك چنين ذهني توان حافظه را بالا ميبرد. براي رسيدن به چنين توانايي ميتوانيد پازل يا جدول حل كنيد، در كارهاي گروهي داوطلب شويد، با ديگران تعامل كنيد، به يك سرگرمي مانند مطالعه، نقاشي يا حتي تماشاي پرندگان مشغول شويد، يك مهارت جديد يا يك زبان جديد بياموزيد.
- يوگا يا مديتيشن انجام دهيد.
يوگا و مديتيشن استرس را تخليه ميكند. استرس قاتل حافظه است اما يوگا و مديتيشن با كاهش استرس، پايين آوردن فشار خون، كاهش سرعت تنفس، كاهش سرعت متابوليسم و آزاد كردن تنش از ماهيچهها، ذهن را تقويتميكنند.
- مصرف مواد قندي را كاهش دهيد.
قند غذا نيست بلكه شكلي از كربوهيدرات است كه يك انرژي واهي توليد ميكند. مصرف زياد مواد قندي باعث بروز علائم عصبي و رنج آور، ضعف حافظه و ساير اختلالات عصبي مي شود. غذاها را بدون افزودن شكر مصرف كنيد و از مصرف نوشيدنيهاي شيرين يا مقدار زيادي شكر يا قند با كافئين پرهيز كنيد.
- از گندم سبوس دار استفاده كنيد.
گندم سبوسدار حاوي لسيتين است. اين ماده مشكل سخت شدن سرخرگها را آسان ميكند و از اين طريق موجب بهبود عملكرد مغز مي شود.
- شبها غذاي سبك بخوريد.
خوردن غذاي زياد و سنگين در شب باعث بروز استرس طولاني مدت و احساسي به هنگام خواب ميشود. توصيه ميشود غذاي سنگين را در روز مصرف كنيد كه بدن تحرك بيشتري دارد. شبها با خوردن غذاي سبك و ميوه يا سبزي ميتوانيد خواب بهتري داشته باشيد. خواب خوب شب به معني تقويت قواي مغز است.
- قدرت تخيل خود را تقويت كنيد.
يونانيها اصل خيال پردازي را براي به خاطر سپردن همه چيز ياد ميگيرند. اين تكنيك احتياج دارد كه فرد يك تخيل واقعي و رنگي را ايجاد كند كه بتوان آن را به يك موضوع يا شي خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بويايي، چشايي، شنوايي و بينايي را درگير خيال پردازي كنيد ميتوانيد جزئيات بيشتري از يك موضوع را به خاطر بياوريد. اين كار به تقويت حافظه شما كمك ميكند.
- خشم خود را كنترل كنيد.
غذاهاي تهيه شده از آرد سفيد، مصرف زياد نشاسته يا نان سفيد ميتواند منجر به بروز حساسيتهاي عصبي شود. در نتيجه مصرف اين قبيل مواد غذايي پرخاشگري و برخي از رفتارهاي افسردگي را موجب مي شود. در عوض سبزي تازه بخوريد. آب زياد بنوشيد و يوگا يا مديتيشن انجام دهيد تا احساسات سمي مانند خشم و استرس از شما دور شود.
- ويتامين ب كمپلكس مصرف كنيد.
اين ويتامين حافظه را تقويت ميكند. از غذا و سبزيجات غني از اين ويتامين مصرف كنيد. لازم به ذكر است كه مواد غذايي نشاستهاي و نان سفيد تاثير مطلوب اين ويتامين براي حفظ سلامت حافظه را خنثي ميكند .
شیخ گفت : خلیفه , منع کرده است , از سماع کردن! ( شنیدن آواز ) .
درویش را عقده ای شد در اندرون و رنجور , افتاد!طبیب حاذق را آوردند. نبض او گرفت. این علت ها و اسباب را که خوانده بود , ندید.
درویش وفات یافت.
طبیب بشکافت گور او را , و سینه ی او را, و << عقده >> را , بیرون آورد. همچون عقیق بود. آنرا به وقت حاجت بفروخت.
دست بدست رفت , به خلیفه رسید! خلیفه آنرا نگین انگشتری ساخت.می داشت در انگشتر. روزی در سماع , فرو نگریست. جامه ,آلوده دید از خون!
چون نظر کرد , هیچ جراحتی ندید. دست برد به انگشتری. نگین را دید , گداخته!حضمان ( فروشندگان قبلی ) را که فروخته بودند , باز طلبید , تا به طبیب رسید.
طبیب احوال باز گفت.
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟
دانشجویان عزیز با کلیک بر روی مطالب پایین.پس از ورود به سرور اصلی ،سوالات را که در قالبWord می باشد دانلود نمایید.
مجموعه پرسش های درس روان شناسی صنعتی/سازمانی-فصلهای1و2
مجموعه پرسش های درس روان شناسی صنعتی/سازمانی-فصلهای6و7
مخصوص دانشجویانم در دانشگاه آزاداسلامی واحدلامرد
رشته های مدیریت صنعتی و بازرگانی
باز هم پاورپوینت های زیبا برای بهزیستی زندگی روانی دوستان عزیز
و قدرت انسان در ساخت بناهای عجیب در چندین قرن قبل از میلاد مسیح
شهر تاریخی پترا
اندیشه ها
جایی که خدا می خواهد باشم
هنر تندرست ماندن
برای دوستان عزیزی که به وبلاگ من سر می زنند تعدادی پاورپوینت زیبا گذاشته ام که می توانید با کلیک روی عناوین و دانلود کردن آنها ،از دیدن و خواندنشان لذت ببرید:
داستان عقاب(درس انعطاف پذیری و تحول)
حقیقتی کوچک برای 100%ساختن زندگی
همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم.

بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه میتوانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل
کند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را
به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطافپذیری میدانند.
آنها معتقدند که به طور کلی، انسانها را همانند موجودات دریایی میتوان به 3 طبقه
تقسیم کرد: ماهیهای کپور، کوسهها و دلفینها.
دسته اول: ماهیهای کپور هستند که همیشه ماهیهای قربانیاند زیرا پیوسته توسط دیگر ماهیها خورده میشوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ یعنی برخی از انسانها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی میکنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم: کوسه ماهیها هستند که روش (برنده – بازنده) را به کار میگیرند. برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب میآید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل در زندگی حرفهای یا شخصی خود با کوسههایی برخورد کرده باشیم.دنیای سازمانها و دنیایی که ما در آن کار میکنیم از دیرباز دنیای کوسهها تلقی میشود که گاه صحبت از کارکنانی میشود که برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمانها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمانهای دیگر حمله میکنند. به طور خلاصه انسانهایی را میتوان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.
دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفینها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همکاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی میکند. او هیچ کمبودی ندارد و میخواهد که
همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی
میکنند تا خود را به گروه برساند. داستانهای زیادی نیز وجود دارد که در آنها
دلفینها جان انسانها را نجات دادهاند.
پژوهشهای انجام شده در ساندیهگو نشان دادهاست که دلفینها علاوه بر داشتن
روحیه همکاری بسیار باهوش هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوشترین
موجودات روی زمین دانستهاند.
تحقیق زیر روحیه همکاری و روشهای برنده- بازنده و برنده- برنده را به خوبی آشکار
میسازد. در ساندیهگو پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در یک
استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسهها به
یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها
حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها
حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی بعد از دیگری کشته میشدند. پس از یک هفته 95 کوسه مرده
و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
ارتباط هدایت شده در جهت راهحلها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفهای
و شخصی ارائه میدهد. کوسه تمایزی انجام نمیدهد. در دنیای او برای برنده شدندیگران
یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفینها بسیار انعطافپذیرند زیرا در دنیایی
سرشار از تشخیصهای پربار زندگی میکنند.
بیایید یکبار دیگر ماجرای استخر ساندیهگو را مرور کنیم. وقتی یک کوسه با یک
دلفین روبهرو میشود چه اتفاقی میافتد؟ کوسه حمله میکند چون روش ارتباطی او
برنده- بازنده است ولی دلفین با انعطافپذیری خاص خود فرار میکند و میگوید من
در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی میکنم.
در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه
دوباره حمله میکند و دلفین فرار میکند. کوسه توانایی درونی لازم را برای خارج
شدن از تنگنظری ندارد، بنابراین مجددا حمله میکند.
دلفین که میبیند دیگر چارهای ندارد میگوید: من آنقدر انعطافپذیری دارم که در
موقع مناسب به یک کوسه تبدیل شوم پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی،
کوسه آنقدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمیشود و بخواهد در بازی و همکاری
با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را میبخشد و طوری با او رفتار میکند که انگار
یک دلفین است.
تاکید کتاب راهبرد دلفینی این است که روحیه انعطافپذیری و همکاری دلفینی میبایستی
در همه ادارات، سازمانها، موسسات، مدارس، خانوادهها وحتی زوجها تعمیم یابد
زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفینهایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل
ناخوشایند از انعطافپذیری لازم برای تبدیل شدن به یک کوسه برخورداریم ولی این کار
باعث نمیشود که دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.

... بنيامين فرانكلين ...
من هرگز به آينده فكر نميكنم، چرا كه خودش به زودي خواهد آمد.
...آلبرت اینشتین...
من آموختم که...

1-راز شاد زیستن
شکی آغشته به ایمان،
حیرتی درآمیخته به یقین،
شادی ای سرشار از غم،
ثروتی برخاسته از فقر،
و رنجی همراه با لذت،
راز"شاد زیستن" است.
2-زیستن از نوعی دیگر
تعلیم بدون کلام؛
عمل بدون اقدام؛
جوشش بدون کوشش؛
پویش بدون حرکت؛
و هجرت بدون سفر،
زیباترین جلوه های زیستن"از نوع دیگر"است.
3-وارونگی
بشر همواره "زجر" می کشد تا در "رفاه" باشد،
و همواره "گدایی" می کند تا "محتاج" نشود،
و همواره در آرزوی"امنیت و آسایش"،خود را به دامن"ناامنی ها و اضطراب ها"می اندازد.
او راه را وارونه می رود؛زیرا زندگی را وارونه می بیند!

پ.ن:
1-به کجا چنین شتابان؟!...گون از نسیم پرسید.
2-چه کسی بود صدا زد،سهراب؟!...کفشهایم کو؟
3-آنچه اصل است از دیده پنهان است!
4-انسان از سفر به اوج شهرت،لذت می برد اما وقتی به نوک آن رسید،احساس یاس و ناامیدی می کند؟!
5-ذهن تهی،غنی است یا ذهن غنی،تهی؟!


